ادرس سایت برای سرچ فارسی
واینک شروع جدید
فصل نو
بهار زندگی
از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟ خدا جوب داد:گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کني
با پول ميتواني همسري زيبا داشته باشي اما عشق واقعي را هرگز*****با پول ميتواني خانه اي مجلل داشته باشي اما آسايش را هرگز****با پول ميتواني کتابخانه اي مجهز داشته باشي ولي استعداد ومعلومات را هرگز**** با پول ميتواني زيباترين تختخواب را داشته باشي اما خواب راحت را هرگز****و با پول ميتواني مقام داشته باشي اما احترام را هرگز
از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟ خدا جوب داد:گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کني
چه شد مغرور ومستيم
همه عاجز کش و دشمن پرستيم
ز ناداني وغفلت، زير دستيم
برغم دوست با دشمن نشستيم
ما خرابيم، چو صفر اندر حسابيم
چو صيد اندر تنابيم
جهان را برده آب و ما به خوابيم
چه دانم غرق خون، مست شرابيم
مست شرابيم
در قلب خود بنویسید : هر روز بهترین روز سال است . ( امرسون )
لازم نیست بدانیم چگونه ، لازم نیست بدانیم کجا ، اما در آغاز هر کاری، باید از خویش بپرسیم : " چرا باید این کار را بکنم ؟!
یک ساعت زندگی با افتخار به یک قرن گمنام زیستن می ارزد. والتر اسکات
لبخند بزنی، دوست پیدا می کنی، عبوس باشی، صورتت پر از چین و چروک می شود، پس ما برای چه زنده ایم ؟ چرا دنیا را برای هم آسان تر نکنیم ؟ جورج الیوت
چه اندوه بار است دیدن پدری پولدار، اما بدون شادی. او اقتصاد را یاد گرفته است، اما هرگز با شادی آشنا نشده است. جیم ران
زندگی در حقارت، غم انگیز تر از مرگ است. گلوریا استاینم
که آسمون بباره، فراوونی بیاره
ازش بخواییم برامون سنگ تموم بذاره
راههای بسته باز شه، هیچ کی غریب نباشه
صورت و شکل هیچ کس مردم فریب نباشه
شفا بده مریضو، خط بزنه ستیزو
رو هیچ دیوار و بومی، نخونه جغد شومی
دعا کنیم رها شند، اونا که توی بندند
از بس نباشه نا اهل، زندونها رو ببندند
خودش می دونه داره هرکسی آرزویی
این باشه آرزومون نریزه آبرویی
سیاه و سفید یه رنگ بشه، زشتیهامون قشنگ بشه
کویرها آباد بشند، اسیرها آزاد بشند
عشق مثه يه گنجيشك ميمونه ... اگه محكم بگيريش ميميره ... اگه شل بگيريش مي پره ... پس سعي كن يه طوري بگيريش كه آروم تو دستات خوابش ببره
نابينا به ماه گفت : دوستت دارم . ــ ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني . ــ نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ــ ماه گفت : چرا ؟ ــ نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم
مرگ از زندگي پرسيد : " اين چه حكمتي است كه باعث مي شود تو شيرين و من تلخ جلوه كنم ؟! " زندگي لبخندي زد و گفت : " دروغ هايي كه در من نهفته است و حقيقت هايي كه تو در وجودت داري??
واسه عشق کسي رو انتخاب کن که قلب بزرگي داشته باشه تا واسه وارد شدن به قلبش مجبور نباشي خودت رو کوچيک
بچه كه بودم تا10بيشتربلدنبودم بشمارم فكرمي كردم نهايت دنيا10تاست مامانمو10تادوست داشتم ....حالا حريص ترشدم نمي دونم ته دنيا كجاست ولي مي خوام بگم دوست دارم به اندازه ي همون 10تاي بچگي هام
اي خاكت سرچشمه هنر
دور از تو انديشه بدان
پاينده ماني و جاودان
اي … دشمن ارتو سنگ خاره اي من آهنم
جان من فداي خاك پاك ميهنم
مهر تو چون شد پيشه ام
دور از تو نيست انديشه ام
در راه تو ، كي ارزشي دارد اين جان ما
پاينده باد خاك ايران ما
عشق يعنی چون محمد پا به راه
عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست
عشق يعنی همچو من شيدا شدن
عشق يعنی قطره و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی درد و محنت در درون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی يک سلام و يک درود
عشق ،
آمدنی بود نه آموختنی
عشق يعنی . . .
عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی با جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشم تر
عشق يعنی سر به دار آويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن
عشق يعنی سوختن يا ساختن
عشق يعنی زندگی را باختن
از مدیرت وبلاگ و دوست همکار محترم تشکر میکنم
امیدوارم با همکاری و همفکری هم بتونیم وبلاگ بهتری ارایه بدهیم
با تشکر از اقای دولت ابادی نویسنده محترم که افتخار همکاری دادند
با تشکر مدیرت جوونی
از این به بعد این وبلاگ مشترک خواهد شد
از همکاری جناب اقای دولت ابادی نویسنده معروف ممنونم
با تشکر ایران ازاد
جوونی
به جز اندوه و تنهايي،کسي با من نمي جوشه
کسي حالم نمي پرسه،کسي دردم نمي دونه
نه هم درد و هم آوايي با من يکدل نمي خونه
ازاين سرگشتگي ببزارم وبيزار
ولي راه فراري نيست از اين ديوار
براي اين لب تشنه،دريغا قطره آبي کو
براي خسته چشم من،ذريغا جاي خوابي کو
دراين سرداب ظلمت،نور راهي کو
دراين اندوه غربت سرپناهي کو
شبها پر درد ومن ازغصه ها دل سرد
کجا پيدا کنم دل سوخته اي هم درد
اسير صد خيال و وهم واندوهم
سرا پا دردم وسنگين تراز کوهم




