تبليغاتX
عشق به کشور عشق به ایران اباد ازاد

عشق به کشور عشق به ایران اباد ازاد

2006

شاد سلامت سر بلندی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 19:28  توسط کامران خان  | 

ادرس سایت فارسی

ادرس سایت برای  سرچ فارسی

http://www.harchiharja.com/

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آبان 1389ساعت 14:35  توسط کامران خان  | 

 واینک  عشق امد..............

 

واینک  شروع جدید

فصل نو

بهار زندگی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389ساعت 13:32  توسط کامران خان  | 

از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟ خدا جوب داد:گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کني

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 18:31  توسط کامران خان  | 

با پول ميتواني همسري زيبا داشته باشي اما عشق واقعي را هرگز*****با پول ميتواني خانه اي مجلل داشته باشي اما آسايش را هرگز****با پول ميتواني کتابخانه اي مجهز داشته باشي ولي استعداد ومعلومات را هرگز**** با پول ميتواني زيباترين تختخواب را داشته باشي اما خواب راحت را هرگز****و با پول ميتواني مقام داشته باشي اما احترام را هرگز

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 18:28  توسط کامران خان  | 

از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟ خدا جوب داد:گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کني

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 18:23  توسط کامران خان  | 

اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به يکديگر نامحدود مي شود
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 19:35  توسط کامران خان  | 

ما چه هستيم، عجب بي پا ودستيم
چه شد مغرور ومستيم
همه عاجز کش و دشمن پرستيم
ز ناداني وغفلت، زير دستيم
برغم دوست با دشمن نشستيم
ما خرابيم، چو صفر اندر حسابيم
چو صيد اندر تنابيم
جهان را برده آب و ما به خوابيم
چه دانم غرق خون، مست شرابيم
مست شرابيم
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 19:19  توسط کامران خان  | 

تا وقتی حسرت خوشبختی دیگران را می خوریم ، خوشبختی خود را درک نخواهیم کرد . ( افلاطون )

در قلب خود بنویسید : هر روز بهترین روز سال است . ( امرسون )

لازم نیست بدانیم چگونه ، لازم نیست بدانیم کجا ، اما در آغاز هر کاری، باید از خویش بپرسیم : " چرا باید این کار را بکنم ؟!

یک ساعت زندگی  با افتخار به یک قرن گمنام زیستن می ارزد.          والتر اسکات

 

لبخند بزنی، دوست پیدا می کنی، عبوس باشی، صورتت پر از چین و چروک می شود، پس ما برای چه زنده ایم ؟ چرا دنیا را برای هم آسان تر نکنیم ؟     جورج الیوت

 

چه اندوه بار است دیدن پدری پولدار، اما بدون شادی. او اقتصاد را یاد گرفته است، اما هرگز با شادی آشنا نشده است.     جیم ران

 

زندگی در حقارت، غم انگیز تر از مرگ است.     گلوریا استاینم

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 18:44  توسط کامران خان  | 

 توي ژاپن از هر 10 تا بچه اي که به دنيا مياد 9 تاشون خنگن ، يکي شون باهوش ! اما توي ايران از هر 10 تا بچه ، 9 تاشون باهوشن ، يکيشون خنگ ! اما مي دونيد چرا ژاپني ها اين قدر پيشرفت مي کنن و ايراني ها پيشرفت نمي کنن ؟چون که توي ژاپن اون يه نفر باهوش رو مي ذارن بالاي سر اون 9 تا خنگ ديگه اما توي ايران اون يه دونه خنگ رو مي ذارن بالاي سر اون 9 تا باهوش ديگه
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 16:22  توسط کامران خان  | 

با هم بیا دعا کنیم خدامون رو صدا کنیم
که آسمون بباره، فراوونی بیاره
ازش بخواییم برامون سنگ تموم بذاره
راههای بسته باز شه، هیچ کی غریب نباشه
صورت و شکل هیچ کس مردم فریب نباشه

شفا بده مریضو، خط بزنه ستیزو
رو هیچ دیوار و بومی، نخونه جغد شومی
دعا کنیم رها شند، اونا که توی بندند
از بس نباشه نا اهل، زندونها رو ببندند
خودش می دونه داره هرکسی آرزویی
این باشه آرزومون نریزه آبرویی

سیاه و سفید یه رنگ بشه، زشتیهامون قشنگ بشه
کویرها آباد بشند، اسیرها آزاد بشند
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 17:32  توسط کامران خان  | 

مدیر عامل
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 15:53  توسط کامران خان  | 

گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود) *باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد) * اگركسي اشتباه كردآن رابه پوشان (مثل شب) *وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ) * متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك) *بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا ) *اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه )
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 15:46  توسط کامران خان  | 

زندگي زندگي سخت ساده است خطر کن وارد بازي شو چه چيزي از دست ميدهي با دستهاي تهي آمده ايم و با دستهاي تهي خواهيم رفت نه، چيزي نيست که از دست بدهيم فرصتي بسيار کوتاه به ما داده اند تا سر زنده باشيم تا ترانه اي زيبا بخوانيم وفرصت به پايان خواهد رسيد آري، اينگونه است که هر لحظه مغتنم است
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 15:45  توسط کامران خان  | 

زندگي درحکم يک نامه سر به مهر است، آن را بگشاييد. يک سفر است، به آن قدم بگذاريد. دردناک است، تحملش کنيد. زيباست، چشمان خود را به روي آن بگشايد. طنز است، بر آن بخنديد. حيرت انگيز است ،ازآن لذت ببريد. شمع است، آن را روشن کنيد. ارزشمنداست، آن را بيهوده تلف نکنيد. هديه است، آن را باز کنيد. عشق است، آن را ارزاني بداريد. بي انتهاست، به دنبال آن برويد. انواري نوراني است، در آن بدرخشيد
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 15:44  توسط کامران خان  | 

 


 عشق مثه يه گنجيشك ميمونه ... اگه محكم بگيريش ميميره ... اگه شل بگيريش مي پره ... پس سعي كن يه طوري بگيريش كه آروم تو دستات خوابش ببره  


 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 15:24  توسط کامران خان  | 

فرشتگان روزي از خدا پرسيدند: بار خدايا تو که بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريد؟ خداوند گفت: غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من که خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 15:23  توسط کامران خان  | 

زماني كه گلدان شكست پدر گفت:حيف بود . برادر گفت:زيبا بود مادر گفت:عمرش كوتاه بود خواهرم گفت:مال من بود ولي زماني كه قلب من شكست هيچكس حتي آخ هم نگفت

نابينا به ماه گفت : دوستت دارم . ــ ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني . ــ نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ــ ماه گفت : چرا ؟ ــ نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم

مرگ از زندگي پرسيد : " اين چه حكمتي است كه باعث مي شود تو شيرين و من تلخ جلوه كنم ؟! " زندگي لبخندي زد و گفت : " دروغ هايي كه در من نهفته است و حقيقت هايي كه تو در وجودت داري??

 

    واسه عشق کسي رو انتخاب کن که قلب بزرگي داشته باشه تا واسه وارد شدن به قلبش مجبور نباشي خودت رو کوچيک

 

بچه كه بودم تا10بيشتربلدنبودم بشمارم فكرمي كردم نهايت دنيا10تاست مامانمو10تادوست داشتم ....حالا حريص ترشدم نمي دونم ته دنيا كجاست ولي مي خوام بگم دوست دارم به اندازه ي همون 10تاي بچگي هام

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 15:18  توسط کامران خان  | 

وقتي مي خواستم زندگي کنم راهم را بستند. وقتي مي خواستم به راستي سخن بگويم گفتند دروغ است. وقتي مي خواستم از عشق سخن بگويم گفتند گناه است. وقتي مي خواستم گريه کنم گفتند ديوانه است. حال که هيچ نمي گويم مي گويند عاشق است
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 16:7  توسط کامران خان  | 

عشق سه ثانيه نگاه کردن است سه دقيقه خنديدن است سه ساعت صفا است سه روز آشنايي است سه هفته بي قراري است سه ماه وفاداري است سه سال انتظار است سي سال پشيماني است    

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 15:59  توسط کامران خان  | 

مهرباني را وقتي ديدم که کودکي مي خواست آب شور دريا را با آبنبات کوچکش شيرين کند
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 15:50  توسط کامران خان  | 

اي ايران اي مرز پر گهر
اي خاكت سرچشمه هنر
دور از تو انديشه بدان
پاينده ماني و جاودان
اي … دشمن ارتو سنگ خاره اي من آهنم
جان من فداي خاك پاك ميهنم
مهر تو چون شد پيشه ام
دور از تو نيست انديشه ام
در راه تو ، كي ارزشي دارد اين جان ما
پاينده باد خاك ايران ما

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 18:46  توسط کامران خان  | 

عشق يعنی چون محمد پا به راه

                                    عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه

عشق يعنی بيستون کندن به دست

                                    عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست

عشق يعنی همچو من شيدا شدن

                                    عشق يعنی قطره و دريا شدن

عشق يعنی يک شقايق غرق خون

                                    عشق يعنی درد و محنت در درون

عشق يعنی يک تبلور يک سرود

                                    عشق يعنی يک سلام و يک درود

   

                               عشق ،

                                        آمدنی بود  نه  آموختنی

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 18:13  توسط کامران خان  | 

عشق يعنی . . .

 

عشق يعنی مستی و ديوانگی

                                    عشق يعنی با جهان بيگانگی

عشق يعنی شب نخفتن تا سحر

                                    عشق يعنی سجده ها با چشم تر

عشق يعنی سر به دار آويختن

                                    عشق يعنی اشک حسرت ريختن

عشق يعنی در جهان رسوا شدن

                                    عشق يعنی مست و بی پروا شدن

عشق يعنی سوختن يا ساختن

                                    عشق يعنی زندگی را باختن

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 18:22  توسط کامران خان  | 

ببینید
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 19:4  توسط کامران خان  | 

سلام خدمت دوستان عزیز"

از مدیرت وبلاگ و دوست همکار  محترم تشکر میکنم

امیدوارم با همکاری و همفکری هم بتونیم وبلاگ بهتری ارایه بدهیم

 

با تشکر از اقای  دولت ابادی نویسنده  محترم  که افتخار همکاری دادند

با تشکر  مدیرت جوونی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 3:7  توسط کامران خان  | 

دو همکار دو دوست دو یار

 

ebi

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 2:54  توسط کامران خان  | 

مدیرت جدید وبلاگ

 

اقای دولت ابادی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 2:49  توسط کامران خان  | 

 توجه                        توجه                         توجه                         توجه

 

از این به بعد این وبلاگ مشترک خواهد شد

 

از همکاری   جناب اقای دولت ابادی نویسنده معروف  ممنونم

 

با تشکر  ایران ازاد

جوونی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 2:45  توسط کامران خان  | 

دراين شبهاي دلتنگي که غم با من هو آغوش
به جز اندوه و تنهايي،کسي با من نمي جوشه
کسي حالم نمي پرسه،کسي دردم نمي دونه
نه هم درد و هم آوايي با من يکدل نمي خونه
ازاين سرگشتگي ببزارم وبيزار
ولي راه فراري نيست از اين ديوار
براي اين لب تشنه،دريغا قطره آبي کو
براي خسته چشم من،ذريغا جاي خوابي کو
دراين سرداب ظلمت،نور راهي کو
دراين اندوه غربت سرپناهي کو
شبها پر درد ومن ازغصه ها دل سرد
کجا پيدا کنم دل سوخته اي هم درد
اسير صد خيال و وهم واندوهم
سرا پا دردم وسنگين تراز کوهم
+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 19:9  توسط کامران خان  |